الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

309

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

و از آن جهت كه به علل ناقصهء خود منسوب‌اند ممكن و قابل تغيير مىباشند - عبارت است از : 1 . معنى قضا و قدر . 2 . قضا قابل تغيير نيست و قدر قابل تغيير است . 3 . شرور به خداوند نسبت ندارد . ما در اين‌جا تنها دربارهء اين مطالب توضيحاتى مىدهيم . معناى قضا و قدر كلمهء « قضا » به حسب اصل لغت همان‌طور كه « راغب » در مفردات القرآن مىگويد به معنى فيصله دادن است ، خواه فعلى باشد و خواه قولى ، خواه به خداوند نسبت داده شود و يا به غير خداوند . كلمهء « قضا » در مورد « حكم » زياد استعمال مىشود . ظاهراًاين بدان جهت است كه حكم ، پايان دهندهء و قطعى كنندهء يك جريان است . كلمهء « قضا » مرادف با « حكم » نيست زيرا در مواردى به كار برده مىشود كه استعمال كلمهء « حكم » در آن موارد به هيچ‌وجه صحيح نيست ، مثل « فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ » « 1 » در اين آيه قضا به معناى خلقت است ، يعنى خداوند هفت آسمان را خلق كرد و كار آفرينش آن‌ها را تمام نمود . و يا « فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ » « 2 » يعنى هرگاه مناسك و عبادت‌هايتان را تمام كرديد و يا « وَ قُضِيَ الْأَمْرُ » « 3 » آن‌چه بود گذشت و قطعيت يافت ؛ در همه اين موارد مفهوم فيصله دادن و پايان بخشيدن و قطعى كردن را مىدهد ، ولى صحيح نيست كه در اين موارد به جاى كلمهء « قضا » كلمهء « حكم » به كار برده شود . البته بسيارى از موارد هم هست كه

--> ( 1 ) . فصلت ، آيهء 12 . . ( 2 ) . بقره ، آيهء 200 . . ( 3 ) . همان ، آيهء 210 . .